نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

   نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

    گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

بخت عشاق را بد بریده اند.چرا که از ازل تا به ابد،عاشقی را به صبوری پیوند زده اند،زمان محک خوبی است.سره از ناسره در کشاکش صبوری عشاق عیان می شود،اگر نه هر هوسی عشق می شد و به قداست می رسید


 


تمام جریان های سیاسی فعال در حیات اجتماعی هر جامعه ای خواهان به دست گیری سکان مدیریتی و اجرایی منطبق با دیدگاه های خود هستند و این اصلی است استوار. اگر نگاهی به فرایند به دست گیری قدرت در میان نیروهای سیاسی کشورهای اروپایی و امریکا بیندازیم متوجه خواهیم شد که در این کشورها شاهد چرخ گفتمان[1] مدیریتی نیستم و آن چیزی که از رهگذر فرایند دموکراسی که در این کشورهای به وجود می آید به راس کار آمدن دولت های اجرایی هستند. در واقع این کشورها از مرحله نظام سازی گذر کرده اند و از این روست که در بسیاری از مولفه های مدیریتی خود دارای ثبات و برنامه ای مدون و مشخص هستند حال اگر نیم نگاهی به فرایند فعالیت های سیاسی بعد از انقلاب اسلامی داشته باشیم شاهد خواهیم بود که روی کار آمدن هر دولتی مساوی با اجرای یک گفتمان مدیریتی متفاوت بوده است از این روست که نمی توان به درستی برنامه های بلند مدت را در حوزه های اجرایی کشور تدوین و به اجرا گذاشت در واقع بر خلاف آن چیزی که در کشورهای غربی صورت گرفته است انقلاب اسلامی در دوران حیات خود نتوانسته است که گفتمان غالب داخلی خود را تبیین کند. چرا که گفتمان خارجی انقلاب اسلامی که همان اصل سازش ناپذیری با مستکبرین و حمایت از مظلومین، هر چند با افت و خیز اما کاملاً تئوریزه گردیده است.

بعد از بحران جنگ، سه دولت به راس کار آمده اند که هر یک دارای گفتمانی مخصوص به خود بوده اند؛ خرده گفتمان سازندگی با شعار توسعه اقتصادی با نگاه به برنامه های اقتصادی لیبرالیستی، گفتمان دوم خرداد با شعار توسعه سیاسی و با نگاه به اجرای برنامه های جامعه شناختی غربی و در نهایت روی کارآمدن گفتمان اصولگرایی با نگاه به عدالت محوری و پیشرفت مادی و معنوی با تکیه به شعارهای انقلاب اسلامی.

واقع امر این است که مولفه های مدیریت اجرایی کشور (اقتصاد، فرهنگ، سیاست داخلی و خارجی) با روی کار آمدن هر دولت کاملاً تفاوت کرده است و گاه روند امور به صورت تناقض با دولت قبلی به اجرا درآمده است.

با گذر از این مقدمه این سوال پیش می آید که آیا جمهوری اسلامی ایران در دهه چهارم حیات اجتماعی خود توانسته است که گفتمان مدیریتی داخلی خود را ثبیت کند؟ و اینکه کدام گفتمان توانسته است در این بین خود را به عنوان گفتمان هژمونیک جامعه مطرح کند و خود را بازتولید کند؟

به صورت کلی تحلیل گفتمان به صورت های مختلفی از سوی متفکرین گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است که مهمترین رویکرد های آن ها عبارتند از:

1. رویکرد ساختار گرایانه

2. رویکرد کارکردگرایانه

3. رویکرد معرفت شناسانه

4. تحلیل انتقادی گفتمان

5. رویکرد پساساختار گرایانه

6. تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه به عنوان کاربردی ترین رویکرد پساساختار گرایانه در سیاست[2]

در واقع نظریه گفتمان به بررسی نقش و اعمال و عقاید اجتماعی معنا دار در زندگی می پردازد و مفهوم آن در برگیرنده تمام اعمال سیاسی و اجتماعی از جمله نهاد ها و سازمان هاست[3]و برآن است تا چگونگی پیدایش، بسط و تحول اندیشه را به عنوان یک گفتمان سازنده درک و تبیین کند چرا که بر اساس این نظریه معانی واژه ها، اشیاء و فعالیت ها در صورتی قابل فهم خواهند بود که در حوزه گفتمانی خاص قرار گیرند[4]

در این بین تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه به دلیل انطباق بیشتری که در فضای سیاسی ایران دارد مبانی اصلی تحلیل این مطب خواهد بود.

در این تحلیل شناخت فضای سیاسی و اجتماعی و به صورت کلی جهان پیرامون تنها در ساحت گفتمان قابل فهم است. از این رو برای کاربرد الگوی تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه در مباحث سیاسی باید بر روی محورهای زیر تمرکز کرد:

1. شناسایی فضای تخاصم و فرایند غیرت سازی میان گفتمان ها

2. عوامل بحران و بی قراری در گفتمان ها و زمینه یابی گفتمان جدید در فرایند روابط هژمونیک

3. فضای مجازی و آرمان مطلوب گفتمان نوظهور

4. زمینه ظهور و تفوق گفتمان: معیار اعتبار و در دسترس بود (معیار اصلی در این تحلیل)

5. نقش سوژگی سیاسی و رهبران در پیدایش و عینیت یابی گفتمان ها

6. دال مرکزی*،مفصل بندی و چگونگی هم نشینی نشانه ها در گفتمان[5]

این نکته لازم و ضروری است که تمامی این موارد به صورت توالی مورد ارزیابی قرار می گیرند و برای تحلیل یک گفتمان باید به ترتیب بین این موارد دقت کرد.

 

«مهمترین رکن یک گفتمان دال مرکزی گفتمان است و برای تحلیل آن نیز باید دال های مرکز و پیرامون ان را شناخت.دال مرکزی هر گفتمان دارای این ویژگی هاست:هویت گفتمان است،کل واحدی از مجموعه گفتمان ارائه می دهد،وحدت بخش به گفتمان است و موجب نظم یافتگی در گفتمان می شود»

 

این نکته لازم و ضروری است که تمامی این موارد به صورت توالی مورد ارزیابی قرار می گیرند و برای تحلیل یک گفتمان باید به ترتیب بین این موارد دقت کرد.

نگاهی بر جریان های سیاسی بعد از انقلاب و دو گفتمان ناهمگون با انقلاب

اشاره شد که انقلاب اسلامی شاهد تغییر سه گفتمان مدیریتی در کشور بوده و هست که هر یک از این گفتمان ها تاثیراتی بر ابعاد مختلف اجتماع کشور داشته اند.نکته حائز اهمیت این است که ظهور و بروز هر کدام از این گفتمان ها در کشور به نوعی در اعتراض به گفتمان قبلی بوده است و در یک تعارض و «غیریت سازی» گفتمان ها توانسته اند خود را به عنوان گفتمان قالب(هژمونیک)مطرح کنند(پیروی از اصل یک تحلیل گفتمانی لاکلا).به صورت کلی در میان سه گفتمان بر روی کار آمده دو گفتمان سازندگی و اصلاحات دارای ناهمگونی گفتمانی با انقلاب اسلامی هستند و می توان این طور بیان داشت که این دو گفتمان اجرای تئوری های کشورهای اروپایی در حوزه مدیریتی کشور بودند که نتوانستند موفقیت هایی به دست آورند و در اعتراض به این دوگفتمان وابسته گفتمان اصولگرایی ظهور کرد که یک بازگشت به خویشتن(انقلاب اسلامی)محسوب می شود. از این رو درصد علل بی قراری و از هم گسیختگی دو گفتمان سازندگی و اصلاحات هستیم.

 

خرده گفتمان تکنوکرات ها

بعد از وفات حضرت امام خمینی(ره) و پایان جنگ،گروهی از نیروهای انقلابی برای بازسازی کشور بسیج شدند و با شعار سازندگی خود را تکنوکرات(فن سالار) نامیدند و حوزه اصلی فعالیت های اصلی خود را اقتصاد قرار دادند،با توجه به پیروزی انقلاب و بلافاصله شروع جنگ تحمیلی عملاً امکان برنامه ریزی برای تولید یک سیستم اقتصادی بومی برای اداره کشور وجود نداشت از این رو با روی کار آمدن این گفتمان و با توجه به پیشرف کشورهای و از سوی دیگر اضمحلال شوروی و سیستم کمونیستی دولتمردان طرح نزدیکی به بازارهای جهانی را در دستور کار خود قرار داده و با اجرای اقتصاد بازار آزاد اقدام به جبران عقب ماندگی های صورت گرفته کردند.در واقع دوره هشت ساله گفتمان سازندگی با برداشت از راهنمایی های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در سال های 1980 و 1990 سیاست تعدیل اقتصادی و خصوص سازی محور فعالیت های این دولت قرار گرفت و دولت هاشمی ایده ایران 1400 را در قالب یک طرح 25 ساله مطرح کرد که کارشناسان بسیاری مطالعات مرتبط با این طرح را تدوین کرده بودند.[1]

با وجود فعالیت های گسترده ای که گفتمان سازندگی از خود نشان داد،اما این گفتمان با نقدهای جدی نیز روبه رو بوده است که در میان این نقد ها اساساً جریان اصلاحات شکل می گیرد.از مهمترین نقد های که می توان به گفتمان سازندگی وارد کرد عدم توجه به مردم،توسعه آمرانه(توسعه از بالا به پایین)شتاب و عجله در اجرای برنامه ها،عدم هم خوانی فرهنگی برنامه های توسعه با فرهنگ کشور، عدم توجه به توسعه سیاسی و فرهنگی و مشارکت مردمی،انسداد فضای سیاسی در جامعه است.

هر چند که گفتمان سازندگی در بعد اقتصادی نیز نتوانست به صورت کامل برنامه های خود را به اجرا بگذارد و از رهگذر این جریان شاهد عدم توزیع صحیح امکانات بر اساس آمایش سرزمین در کشور،ایجاد اقتصاد رانتیه،ایجاد شکاف عمیق طبقاتی،به وجود آمدن نو کیسه گان اقتصادی،تجمل گرایی و مصرف زدگی در میان مسئولین بخشی از این ایرادات به این جریان است.

لازم به ذکر است که در خرده گفتمان سازندگی عدالت اجتماعی کاملاً به بعد از توسعه اقتصادی محول می گردد که این امر نشان از عدم همخوانی این جریان با فرایند اصلی انقلاب اسلامی دارد که فضای مجازی ارائه شده از سوی آن تحقق عدالت اجتماعی در همه ابعاد است

در واقع روی کارآمدن جریان اصلاحات مولد فعالیت های تک بعدی خرده گفتمان تکنوکرات سازندگی در جامعه بود که به دلیل عدم توجه به ابعاد مختلف اجتماع نتوانست هژمونی خود را به صورت کامل نگاه دارد و از این روست که در سال 1376 توسط جریان جوان اصلاحات به حاشیه رانده می شود.

گفتمان دموکرات ها

همان طور که اشاره شد هژمونیک شدن جریان اصلاحات به دلیل اعتراض به فضای بسته فرهنگی و سیاسی بود که جریان سازندگی در کشور به وجود آورده بود و علاقه هم به بازتعریف از خود نشان نداد تا اینکه در فرایند انتخابات از دور خارج شد.اگر چه که نگاه گفتمان سازندگی به کشور بر اساس اولویت اقتصادی بود اما جریان اصلاحات نیز رویه تک بعدی گفتمان سازندگی را در حوزه سیاست دنبال کرد.به اعتقاد تئوریسین ها و صاحب نظران گفتمان دوم خرداد مشکل اصلی جمهوری اسلامی ایران بحران مشروعیت مردمی و استقرار و ثبیت آن بود.به اعتقاد این گفتمان؛ تا پیش از سال 76 انقلاب اسلامی دارای مشارکتی توده ای،انفعالی،غیرعقلانی بر محور رهبری کاریزماتیک امام خمینی(ره) بوده است که پس از دوم خرداد یک الگوی شبه دموکراتیک بنا شده است[2]

در واقع گفتمان اصلاحات با مفصل بندی دال های گنگی مانند:آزادی،جامعه مدنی،مشارکت عمومی و... توانست به خود یک هویت تازه اهدا کند که با توجه به سرخوردگی مردم از گفتمان سازندگی از اقبال بیشتری برخوردار گردید.

«مردم»را می توان دال مرکزی اصلاحات مطرح کرد که مبین طرح،مفاهیم،انتقاد پذیری،حقوق شهروندی،شایسته سالاری،مشارکت سیاسی،امنیت اجتماعی در صدد بود زمینه های مشروعیت جمهوری اسلامی ایران را در دو عرصه داخلی و خارجی فراهم آورد[3]

اگر خرده گفتمان سازندگی را طرفدار نیروهای فن سالار(نخبگان ابزاری)بدانیم گتمان اصلاحات، شکل گرفته نیروهای سیاسی(نخبگان فکری)است از همین روست که استفاده از ادبیات نخبه گرایانه و غیر عامه فهم از سوی سران این جریان مورد استفاده قرار می گیرد.این نیروها که سابقه چپ روی، در اوایل انقلاب را در پروندهای خود دارند بعد از یک دگردیسی و چرخش عمیق نسبت به باورهای انقلاب اسلامی سعی در تحلیل انقلاب در قالب مدل ها و ساختارهای اجتماعی غرب داشتند و در صدد بودند که شکاف بین جمهوریت،اسلامیت و غرب را پر نمایند.

در واقع رسالت بزرگ گفتمان اصلاحات در ایران ایجاد جامعه مدنی منطبق بر دیدگاه های غربی بود چرا که این جریان معتقد بود که در این صورت است که می توان در فضایی عقلانی یک مشارکت همیشگی و دائمی را به دور از مسائل ایدئولوژیک داشته باشند و بحران مشروعیت را حل نمود.در واقع «چپ های جوان» دل باخته تئوری های جامعه شناسی و علوم سیاسی غربی شده بودند و سعی بر این داشتند که بتوانند انقلاب اسلامی ایران را نیز در همین قالب تفسر و تحلیل کنند.هر چند که در ادامه به این امر خواهیم پرداخت که یکی از دلایل تزلزل جریان اصلاحات سیاست زندگی صرفی بود که در جامعه به آن پرداخت.

دلایل افول جریان اصلاحات چه بود؟

اشاره شد که جریان اصلاحات به دلیل صبغه نخبه گرایانه و ادبیات دانشگاهی خود، که دارای جذابیت خاصی بود توانست بخش قابل توجهی از نیروهای مردمی را جذب و سازمان دهی کند(هر چند که همین فاکتور پاشنه آشیل جریان اصلاحات نیز شد) باید اشاره کرد که تا قبل از انقلاب اسلامی،مردم شاهد حضور آزاد به معنای واقعی کلمه نبودند و شعارهای مانند حاکمیت قانون،آزادی های اجتماعی و فردی و... برای بخش گسترده ای از طبقه جدید اجتماعی دارای جذابیت و طراوت خاصی بود و از سوی دیگر نیز باید به این امر اذعان نمود که جعمیت کشور جوان و مراکز آموزش عالی در کشور به شدت گسترش یافته بود و این امر موجب گردید بود که بر تعداد دانشجویان و دانش پژویان نیز افزوده شود؛ عدم اعتماد مردم به جریان سازندگی ازیک سو،اتخاذ دال های شناور گنگ از سوی دیگر و رشد بی بدیل جمعیت دانشجویی کشور عقبه مردمی گفتمان دوم خرداد را  شکل داده بود. نیروهای اصلاحات با ترسیم فضای مجازی و آرمان مطلوب گفتمان خود(پیروی از اصل سه تحلیل گفتمانی لاکلا) که همانا «حاکمیت مردم بر مردم و ایجاد جامعه مدنی و اهدای آزادی های اجتماعی» بود  و قرار دادن«مردم»به عنوان دال مرکزی خود توانست به عنوان گفتمان هژمونیک جامعه خود را معرفی نماید.

یکی از راه های شناخت یک گفتمان بررسی شعارها و استفاده از سری کلیدواژه های است که از سوی رهبران یک جریان مورد استفاده قرار می گیرد و با دقت بر روی این مقوله تا حدودی می توان بر اولویت کارهای مد نظر یک گفتمان پی برد همان طور که در بالا نیز به آن اشاره شد گفتمان دوم خرداد به دنبال حل بحران مشروعیت با اتخاذ توسعه سیاسی در کشور بود.

  • بررسی واژگان مورد استفاده در ادبیات سید محمد خاتمی رئیس جمهوری دولت های هفتم و هشتم[4]

بررسی واژگان محمد خاتمی

 

همان طور که در جدول پیش رو نیز به خوبی آشکار است که گفتمان اصلاحات یک گفتمان سیاسی و برای بسط و توسعه آن بوده است و دچار همان واگرایی گردید که خرده گفتمان سازندگی با آن مواجهه شد،به بیان دیگر گفتمان اصلاحات تاکید یک سویه ای بر توسعه سیاسی داشت و آن را مقدم بر توسعه اقتصادی و سایر امور اجتماعی می دانست.

 

 

  • نظام معنایی گفتمان دوم خردد[5]

نظام معنایی دوم خرداد

 

و اما بعد...

گفتمان اصلاحات همان طور که هم از «مفصل بندی»دال های آن مشخص است دارای کلیدواژه های اصلی انقلاب اسلامی مانند:عدالت،دین محوری،ولایت فقیه،اسلام گرایی،مهدویت و... نیست،چرا که اشاره شد این گفتمان با وجود اینکه توانست با ادبیات نخبه گرایانه خود توده های مردمی را بسیج کند اما گنگی در شعارها و عملاً محصور بودن در فرایند سیاسی و کم توجهی و بی توجهی به معیشت مردم از آفت های گفتمان دوم خرداد بود.

در واقع گفتمانی می تواند خود را به عنوان یک گفتمان برتر در جامعه معرفی کند که دارای سه فاکتور اصلی باشد و بتواند همواره این سه فاکتور را احیا نماید

  1. توانایی بازتولید گفتمان خود بر اساس مقتضیات جامعه و نیازهای بدنه مردمی
  2. قابل اعتماد بودن
  3. در دست رس باشد و نیروهای اجتماعی بتوانند آن را لمس کنند در واقع«هویت بخش» باشد

این سه اصل ارتباط متقابل با یکدیگر دارند و نبود هر یک از این می تواند یک گفتمان را از حالت برتری کنار زند.لذا بر اساس پیروی از این سه اصل الگوی زیر قابل ترسیم است:

بازتولید گفتمان

  • درواقع گفتمانی افول و یا ادامه پیدا خواهد کرد که بتواند باورهای خود را بازتولید کند و این بازتولید در نسل های آینده نیز ادامه داشته باشد. در این بین تنها  گفتمان انقلاب اسلامی از هر سه فاکتور برخوردار بوده است

 

همان طور که اشاره شد یکی از اصل های اصلی یک گفتمان قابلیت دسترسی و قابل اعتماد بودن است این دو عامل موجب می شوند که بدنه اجتماعی که به گفتمان مذکور اعتقاد دارد همواه از آن حمایت نماید.دلیل این پشتیبانی به یک امر حیاتی در میان جریان های سیاسی باز می گردد و آن اصل «هویت بخشی گفتمانی»است.از این رو مدامی که یک گفتمان دارای توانمندی در رفع نیازهاو اغنای عقبه اجتماعی خود باشد(قابل اعتماد بودن) هم چنین مردم بتوانند آن را لمس کردنند(در دسترس بودن)خط امتداد آن گفتمان هم چنان وجود خواهد داشت.حال اینکه گفتمان دوم خرداد نتوانست این سه فاکتور اصلی و اساسی را به نمایش بگذارد.

معضل بزرگ گفتمان اصلاح طلبی در کشور به عدم توانمندی در بازتولید خود بازمی گردد.اگر نگاهی به روزنامه های این گفتمان در سال های هشت ساله حاکمیت آنان داشته باشیم متوجه این امر خواهیم شد که این گفتمان همان کلیدواژه های جامعه مدنی،آزادی و قانون را تکرار کرده است و نتوانسته است که خود را بر اساس مقتضیات جامعه بازتعریف و در نهایت بازتولید کند.نحوه انتخاب شعارهای این گفتمان هر چند که در ابتدا به دلیل ابهام در آنها دارای جذابیت بود اما بعد از گذشت مدتی نتوانست که عقبه اجتماعی خود را همراه خود سازد و دلیل آن هم عدم احساس «هویت بخشی» این گفتمان به بدنه اجتماعی خود بود.مادامی که مردم و بدنه اجتماعی حامی یک جریان را هماهنگ با نیازهای خود بدانند قابل اعتماد خواهد بود به معنای دیگر به دلیل این امر که جریان اصلاحات برخاسته از مبانی گفتمان بومی (اسلام‌گرایی، عدالت، مهدویت، توحید و...) نبوده و اساس تعریف خود را از آموزه‌های غربی اخذ نموده است، فقدان فرهنگ سیاسی موجب شده است که جریان اصلاحات به سمت نخبگان و اقلیت‌گرایی روشن‌فکرمآبانه سوق داده شود و عامه‌ی مردم این جریان را درک نکنند، چرا که جریان اصلی اصلاح‌طلبی زبان ارتباط با مردم را نداشته و نتوانسته است از ادبیات نخبه‌گرایانه‌ی روشن‌فکرمآبانه‌ی خود عقب‌گرد کند. از این رو است که شکافی عمیق بین این جریان و عامه‌ی مردم، به عنوان پشتیبان‌های اصلی جریان‌های سیاسی، به وجود آمده و عملاً اصلاحات از حمایت‌های مردم تهی شده است.

شعارهایی مانند جامعه‌ی مدنی، دمکراسی،مشارکت و... دقیقاً کلیدواژه‌های این جریان را تشکیل می‌دادند و البته که این کلیدواژه‌ها برای عامه‌ی مردم ملموس نبود. از این رو، بدنه‌ی اجتماعی اصلاحات با یک امر انتزاعی مواجه شده بود. لذا شکاف ایجادشده به واسطه‌ی عدم تعریف از اصلاحات به بدنه‌ی مردم منتقل شد و این خود یکی از عوامل اصلی ناکارآمدی این جریان در فضای سیاسی کشور گردید، چرا که مردم تا زمانی که شعار و برنامه‌ای را لمس نکنند، به آن اطمینان پیدا نخواهند کرد.[6]

اصول گرایی انقلابی عدالت خواه

به واقع امر روی کارآمدن گفتمان اصولگرایی در کشور یک بازگشت به خویشتن و رجعت با آرمان های اصیل انقلاب اسلامی در کشور است که نشان از پویایی ، قابل اعتماد بودن،هویت بخشی و در دسترس بودن گفتمان انقلاب اسلامی است.

به صورت کلی به علل شکست و از هم گسیختگی گفتمان اصلاحات سخن به میان آمد مشکلاتی از قبیل بی برنامگی،عدم تعریف از خود،انحصار طلبی،تجدید نظر طلبی در باورهای دینی و ارزشی و ایجاد فضای خسته کننده و صرفاً سیاسی،عدم توجه به نیازهای اقتصادی مردم فساد مالی و مدیریتی و ناآکارمدی موجب شد که این گفتمان تنها تا سال 82 بتواند استیلای ادبیاتی خود را در جامعه حفظ کند.در واقع در انتخابات دور هفتم مجلس شورای اسلامی گفتمان اصلاحات «نه»بزرگی را از مردم دریافت کرد و زمینه ظهور گفتمان جدیدتری که بعد به عنوان«اصولگرایی»مطرح شد به وجود آمد.

باید اشاره کرد که گفتمان اصلاح طلبی از سال 76 تا سال 82 که زمان های اوج و نزول این گفتمان است فقط خود را تکرار کرد و دچار انسداد گشت این در حالی است که رقیب این گفتمان(اصولگرایی)با مفصل بندی دال های جذاب و با طراوتی مانند عدالت،خدمت رسانی،عمران و آبادانی و توجه به خواسته های مردمی و در کنار آن ناکارآمد نشان دادن گفتمان اصلاح طلبی توانست خود را مطرح و گفتمان اصلاحات را در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری به حاشیه براند و این گفتمان خود را به عنوان گفتمان هژمونیک جامعه معرفی نماید.

با توجه به شعارهای و اولویت های که در برنامه های دولت نهم و دهم به عنوان گفتمان اصولگرایی می توان نظام معنایی آن را این طور ترسیم نمود[7]

نظام معنایی اصولگرایی

باید اشاره کرد که انقلاب اسلامی تنها در این دهه است که شاهد ثبات یک گفتمان(اصولگرای)است،چرا که این گفتمان توانسته است در آوردگاه های مختلفی خود را به عنوان گفتمان هژمونیک مطرح کند.به حاشیه راندن کامل گفتمان اصلاحات در دوره های نهم و دهم ریاست جمهوری عدم توانایی گفتمان اصلاحات برای موج سازی در مقابل گفتمان اصولگرایی در جریان انتخابات دور نهم مجلس شورای اسلامی این مدعا را تائید می کند،البته باید دلیل این امر را اعتماد بدنه اجتماعی به گفتمان انقلاب اسلامی دانست چرا که گفتمان اصولگرایی ادعای حرکت در همین راستا را دارد

  • امروز به همت ملت ایران، با انتخاب ملت ایران، دولتى سر کار آمده است که شعارهاى اصلى انقلاب، شعارهاى اساسى و اصولىِ اوست. گفتمان مفاهیم انقلاب اسلامى، امروز گفتمان رائج و غالب است؛ این خیلى اهمیت دارد. من البته این را پیش‌بینى میکردم. [8]                            

هژمونیک بودن گفتمان اصولگرایی در یک دهه گذشته در حالی صورت می گیرد که تحلیل های فضای سیاسی کشور این نوید را می دهد که روند این گفتمان یک روند نزولی و نیست بلکه در آینده باید شاهد بسط این گفتمان بود چرا که «عدالت و پیشرفت»که از دال های شناور این گفتمان محسوب می شوند خود مبانی طرح پیشرفت دهه آتی از سوی مقام معظم رهبری در قالب الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ارائه شد.تاکید مقام معظم رهبری بر گفتمان انقلاب و انتخاب مبانی «پیشرفت»و «عدالت»  در دهه چهارم به معنای ضرورت استمرار و بقای مستحکم گفتمان اصولگرایی و دال های ان است[9].از این رو باید گفت که این دولت های اجرایی نیستند که سازنده گفتمان ها هستند بلکه این گفتمان است که تنظیم کننده حرکت مدیریتی دولت ها بر اساس برنامه ها و چارت های از پیش ارائه شده ای هستد که دولت های اجرایی باید هر چه بیشتر و بهتر در راستای تکمیل آن حرکت کنند به بیان دیگر مهندسی فضای فکری دولت ها بر اساس گفتمان ثبیت شده(اصولگرایی) است. 

و اما بعد...

اشاره شد که گفتمان اصولگرایی توانسته است که در یک دهه گذشته خود را بازتولید کند و به دلیل حضور در لایه های مختلف اجتماعی قابل دسترس بودن خود را نشان دهد و از سوی دیگر با تاکیدات مقام معظم رهبری دهه آینده نیز لزوم حرکت بر گفتمان اصولگرایی را نشان می دهد.اما آن چیزی که باید به آن دقت نمود و به ارزیابی گذاشت این است که آیا گفتمان اصولگرایی توانسته است که قابل اعتماد باشد یا خیر و یا احتمال وجود دارد که بعد از یک دهه ثبات در فضای سیاسی در انتخابات پیش رو مغلوب یک گفتمان تازه گردد.لذا باید به سوال باید پرداخت و بتوان برای آن پاسخی یافت

  1. آیا گفتمان اصولگرایی بعد از یک دهه هژمونی برای انتخاب مجدد قابل اعتماد است؟
  2. آیا این گفتمان مغلوب یک گفتمان تازه می گردد یا خیر؟
  3. آیا احتمال ظهور یک گفتمان تازه وجود دارد؟

برای پاسخ به پرسش اول باید اذعان کرد که گفتمان اصولگرایی توانست که قاطبه مجلس نهم را به دست گیرد و این نشان از اعتماد عقبه اجتماعی به این گفتمان است اما باید به این نکته نیز باید اشاره کرد که انتخابات مجلس شورای اسلامی از حساسیت به مراتب کمتری برخودار است و تعدد و پراکندی کاندیداها هم از اهمیت آن می  کاهد.در حال حاضر کشور در شک های اقتصادی عجیبی به سر می رود و نظارت و کنترل فضا تا حدودی نیز از دست دولت خارج گشته است با توجه به نگاه سنتی قاطبه مردم که تمامی مقصرها را دولت می دانند(پیروی از تحلیل خطی در شناسایی و حل مسئله) این احتمال وجود دارد که گفتمان اصولگرایی مساوی با دولت اصولگرا انگاشته شود.از این رو و با توجه به فشارهای بی سابقه اقتصادی احتمال واگرایی گفتمان وجود دارد.واگرایی گفتمان ها زمانی اتفاق می افتد که آشوب اجتماعی و اقتصادی فراگیر شود.چنین آشوب هایی موجب می شوند تا سوژه ها در خود احساس بحران هویت نمایند.در چنین شرایطی سوژه ها می کوشند تا از طریق مفصل بندی و تعیین هویت با گفتمان بدیل،هویت و معانی اجتماعی خود را بازسازی کنند[10]

از این رو باید اذعان داشت که این گفتمان دارای اعتماد از سوی مردم است اما فضای اجتماعی تا حدودی موجب شده است که بدنه اجتماعی در حالت تردید به سر برند.هر چند باید به این نکته بسیار مهم نیز اشاره کرد که گفتمان جدای از دولت اجرایی است و تکرار نشدن دولت به معنای به حاشیه رفتن یک گفتمان نیست،اشاره شد که این گفتمان توانسته است خود را در لایه های مختلف اجتماعی تبیین و ادبیات خود را تئوریزه نماید.هر چند باید تفاوت این دو با یکدیگر به روشنی بیان و انتشار یابد.

در پاسخ به پرسش دوم که احتمال به حاشیه رفتن گفتمان اصولگرایی را مطرح می کند باید اذعان کرد در حال حاضر فضای جامعه در حالت دو قطبی به سر نمی برد و عملاً «غیریت سازی» و رقابت گفتمانی به صورت کامل وجود ندارد که انتظاری وجود داشته باشد که گفتمان اصولگرایی به حاشیه رانده شود،هر چند که گفتمان اصلاحات به صورت های مختلفی نیز درصدد بازگشت به فضای سیاسی کشور هستند اما نبض ضعیف این گفتمان پالس های یک رقیب گفتمانی قدر را نشان نمی دهد لکن حضور و امکان راس کار آمدن آن باید در معادلات سیاسی مد نظر گرفته شود. از این رو انتظار به حاشیه رانی گفتمان اصولگرایی در حال حاضر متصور نیست و فضای سیاسی نیز نشان از ظهور یک گفتمان جدید نمی دهد اما نکته بسیار مهم این است که احتمال ظهور یک خرده گفتمان از دورن گفتمان اصلی اصولگرایی وجود دارد.

در این میان برخی از نیروهای اصولگرا که در کارنامه خود حضور در انتخابات ریاست جمهوری را دارا هستند قرائت دیگری از اصولگرایی ارائه می دهند.در این بین و در حالی که برنامه های کشور حول محور پیشرفت و عدالت طرح ریزی شده است این جریان نیز با اتخاذ تاکتیک اصل رفاه و سودمندی و گذار از بحران پیش رو در صدد فضا سازی برای به دست گیری انتخابات هستند نکته بسیار ظریفی که باید به آن دقت نمود این امر است که موفقیت این جریان عملگرا منوط به دو علت است:

1.از میان نیروهای اصول‌گرا سر بر آورد تا مقاومت‌ها در برابر آن کمتر باشد

2.قرائتی التقاطی برای خود به وجود آورد تا نیروهای انقلاب شمایل اصلی این جریان را فهم نکند.

سخن گفتن از عمل‌گرایی، کارنامه‌ی موفق، مدیریت کار آمد و... که در ورایش می‌توان ریشه‌های پراگماتیسم را جست، از سوی برخی چهره‌های شاخص اصول‌گرایی و دفاع برخی اصلاح‌طلبان از جمله «صادق زیباکلام» از برخی چهره‌های شاخص اصول‌گرایی را می‌توان در همین چارچوب تحلیل و تفسیر نمود.[11]

از این رو باید با دقت به این جریان نوظهور از بطن گفتمان اصولگرایی دقت کرد که قرائتی التقاطی را به نمایش گذاشته است در کنار این امر یورش جریان های مختلف سیاسی به دولت و مساوی دانستن دولت و گفتمان اصول گرایی و متهم کردن آن به بحران«کارنامه و برنامه» وعدم کار آمدی و هم چنین پرداخت به مسائل انحرافی همگی در یک سو قابل تحلیل است.

هر چند باید اشاره کرد که در حوزه عمل نیز گفتمان اصولگرایی دارای ضعف های مختلفی بوده است اما به دلیل هم خوانی با فرهنگ اجتماعی مردم و شعارهای اصلی انقلاب توانسته است در برهه های مختلف خود را بازتعریف نماید.

نتیجه گیری:

پس از اینکه انقلاب اسلامی شاهد چرخش سه گفتمان متفاوت مدیریتی در سطح کلان کشور بود شاهد این هستیم که گفتمان داخلی انقلاب اسلامی نیز در حال ثبیت و شکل گیری است.و این امید به وجود آمده است که در سال های آینده روند گام به گام و آرمان مطلوب انقلاب اسلامی که گذار از «انقلاب اسلامی،نظام اسلامی،دولت اسلامی،جامعه اسلامی و در نهایت رسیدن به حکومت اسلامی» حرکت سریع تری داشته باشد.آن امری که در این رهگذر مشخص گردید این بود که گفتمان های بعد از انقلاب اسلامی هر کدام با تک نگری به برخی از مسائل اقتصادی و سیاسی بخشی از اهداف مد نظر کلان انقلاب اسلامی را پیگیری کردند،هر چند که در اجرای این برنامه ها نیز در ورطه غرب زدگی و  دچار جدای از آرمان های اصلی انقلاب شدند.به هر روی باید اشاره کرد که گفتمان اصولگرایی در دهه آینده نیز به عنوان گفتمان هژمونیک جامعه حضور خواهد داشت و نمی توان برای آن رقیب گفتمانی خاص نام برد هر چند که باید با وسع نظر به این مقوله نیز پرداخت که احتمال زایش یک جریان التقاطی اصولگرایی وجود دارد و از این منظر باید با حساسیت فضای سیاسی کشور را رصد کرد.

پی نوشت ها:

[1] همان

[2] رک:حسین بشریه،انتخاب نو،تحلیل های جامعه شناسانه از واقعه دوم خرداد ص69 و 70

[3] رک:گفتمان و هویت انقلاب اسلامی،ص330

[4]  ترسیم جدول بر گرفته از:محمد علی حسین زاده،گفتمان های حاکم بر دولت های بعد از انقلاب در جمهوری اسلامی ایران

[5] رک:علی اصغر سلطانی قدرت،گفتمان و زبان،ص248

[6] رک:رضا حیدری،اختلافات اصلاح طلبان از کجا آب می خورد؟،پایگاه تحلیلی تبیینی برهان:http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=4129کد مطلب: 4129

[7] رک:علی اصغر سلطانی پیشین،ص245

[8] بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیت دولت و مدیران اجرایی کشور1386/04/09 -

[9] اخوان کاظمی؛بهرام؛نقد و ارزیابی گفتمان های سیاسی،اجتماعی مطرح در جمهوری اسلامی ایران،پژوهشگاه فرهنگ اندیشه،ص184

[10] رک:دیود هوارث،گفتمان در:دیوید مارش و جری استوکر،روش و نظریه در علوم سیاسی،ص208

[11] رک:جعفر حسن خانی؛ «هشدار به اصولگرایان درباره‌ی خطر  نو‌پراگماتیسم ایرانی»پایگاه تحلیلی تبیینی برهان، http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3995 کد مطلب: 3995

انتشار این مطلب در:

خبرنامه دانشجویان ایران

 پایگاه خبری-تحلیلی بی باک نیوز

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۱۰/۱۹
رضا حیدری

نظرات  (۳)

۲۲ اسفند ۹۱ ، ۰۱:۴۱ مصطفی گرجی
سلام
خیلی دیگه تخصصی شدی
مواظب باش سر ریز نشه
با یه مطلب بروزم
صلوات
۲۶ اسفند ۹۱ ، ۰۰:۲۵ فائزه سعادتمند
اگه کوتاه تر مینوشتید اتفاق بدی می افتاد؟
جز اینکه یه خواننده نخبه به مخاطبینتون اضافه میشد :)
پاسخ:
سلام
متاسفانه هدف از ایجاد این وبلاگ بایگانی دست نوشته های شخصی بنده است که گه گاه برای این رسانه و آن رسانه نگاشته می شود و زیاد در بند مخاطب نیستم هر چند از نظرات آنان بسیار خوشحال خواهم شد.
این چه عکسیه آخه _ بی خودی قضات میکنی

پاسخ:
سلام
این عکس از سوی طراح محترم بی باک نیوز برای این مطلب طراحی شده.بهتر این است که شما هم خیلی در بند افراد نباشید.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی