نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

   نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

    گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

بخت عشاق را بد بریده اند.چرا که از ازل تا به ابد،عاشقی را به صبوری پیوند زده اند،زمان محک خوبی است.سره از ناسره در کشاکش صبوری عشاق عیان می شود،اگر نه هر هوسی عشق می شد و به قداست می رسید

با دوستان در مورد یک فتنه خیابانی دیگر بحث می کردیم و سوالات متعددی هم در این زمینه رد و بدل شد از طرفی برخی از دوستان گاه در قالب پیامک و یا حتی ایمیل نظرات خودشان را اعلام می کردند و محور اصلی صحبت هایشان هم این بود که با رد صلاحیت های صورت گرفته یعنی آقایان «هاشمی و مشایی»احتمالا یک شورش خیابانی را خواهیم داشت لذا تصمیم گرفتم که در چند بخش چرایی اینکه احتمال به وجود نیامدن یک اعتراض فراگیر اجتماعی را توضیح بدهم که مدون شده همان بحث های دانشجویی-خوابگاهی است!


1.حضرات معزز هاشمی و احمدی نژاد دارای یک گفتمان مشترک نیستند.یعنی خواستگاه فکری بدنه این دو جریان کاملاً متفاوت است. از هاشمی رفسنجانی طیف رادیکال اصلاحات تا اپوزیسیون خارج از نظام حمایت می کند و این در حالی است که عمده بدنه حامی آقای احمدی نژاد و یا مشایی(بدنه 14 درصدی حاضر در انتخابات،برا اساس برخی نظر سنجی ها)عموماً معتقد به نظام و چهارچوب های  قانون اساسی هستد لذا نمی توان گفت که این ها یک هم افزایی دارند و مشترکاً وارد یک فاز عملیات خیابانی می شوند.لذا اشتراک این دو جریان برای اعتراض کاملاً منتفی است.
2.بعد از فتنه 88 به شدت بدنه مردمی(توده) حامی جریان اصلاحات که کف خیابان آمد (به عنوان مهمترین جریان حامی هاشمی در فضای فعلی)کاسته شده است و یک اقلیت مصر مانده است که نمی تواند کاری از پیش ببرد چرا که بیرون آمدن این اقلیت این پالس را به بدنه بزرگتر ارسال می کند که این جریان اقلیت به دنبال جنجال آفرینی هستند و عمدتاً از حمایت مردمی داخلی بی بهره خواهند ماند.برای مثال در روز ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری نزدیک هزار نفر از طرفداران هاشمی تجمع کردند و شعارهای بر علیه جلیلی و برای آزادی موسوی و کروبی دادند.اما دیدم که در بدنه بزرگ مردم(توده)خبری نشد.و تنها اقلیت یک حرکت اعتراضی کرد.همان امری که در 25 بهمن سال89 اتفاق افتاد.
3.باید اشاره کرد که آقای احمدی نژاد و یا مشایی دارای یک بدنه فکری منسجم،با برنامه و دارای پشتوانه مردمی نیستند که دقیقاً عکس آن در میان اصلاحات وجود دارد.یعنی اینکه زمانی شما می توانید  مردم را به کف خیابان بکشید که این جمعیت در حوزه فکری و اندیشه ای با شما کاملاً مشترک باشند  و حاضر باشند برای آن اندیشه حتی زندان ،تبعید و... را هم به جان بخرند اما جریان انحرافی اصلاً دارای این بدنه اکثریت فراگیر و حتی اقلیت مصر نیست به این معنی است که چون این جریان یک جریان دگراندیش در حوزه اسلامی-شیعی است به شدت در میان عموم مردم دافعه دارد.عکس آن در میان اردوگاه اصلاحات هست که یک بخشی از جامعه متوسط جدید(قشر تحصیل کرده و  دانشگاهی)از لحاظ فکری حامی جریان اصلاحات است و برای همین است که تا حدودی جریان اصلاحات توان بازیگری و حتی هزینه زایی در بعد اجتماعی را دارد(برای مثال ایجاد شورش خیابانی)
4.تفاوت حمایت از احمدی نژاد و امثال آقای خاتمی در مورد بالاست.رای 17 و 24 میلیونی مردم رای به شخص احمدی نژاد نبود،بلکه رای به این بود که دکتر احمدی نژاد از ادبیات انقلاب و در زمین و فرش بافته شده انقلاب اسلامی شروع به بازی کرد و چهارچوب های اجرایی و فکری خود را تا حد زیادی به مبانی اصلی انقلاب نزدیک کرد که مورد حمایت مردم قرار گرفت از طرف دیگر رای به احمدی نژاد  در سال 88 رای به خدمات دولت نهم بود نه اینکه مردم رای به ادبیات آقای احمدی نژاد بدهند از این روست زمانی که احمدی نژاد از ادبیات انقلاب اسلامی فاصله می گیرد،و برای مثال دم از بیداری انسانی به جای بیداری اسلامی می زند و در قضیه وزیر اطلاعات کار را به صدور حکم حکومتی می کشاند به شدت در نطر سنجی ها از محبوبیتش کاسته می شود و این یک نکته مهم را منعکس می کند که یکی از دلایل اصلی حمایت مردم از ایشان به دلیل حرکت در مسیر گفتمان امام و رهبری است و فاصله گرفتن از آن به معنی از دست دادن بدنه حامی است.لذا همان طور که اشاره کردم آقای احمدی نژاد یک گفتمان و یا ادبیات مختص به خود را تعریف نکرده است که از آن طریق نیز بتواند برای خود بدنه مردمی تعریف کند تا از آن به عنوان اهرم فشار در مواقع ضروری استفاده کند.(مانند اعتراض به رد صلاحیت مشایی)
5.نکته آخر اینکه در حال حاضر هیچ جریان سیاسی سرمایه اولیه زیادی ندارد که بخواهد از آن به عنوان اهرم فشار استفاده نماید.سران جریان اصلاحات و اتاق فکر آنها بعد از فتنه تا حد بسیار زیادی ایزوله شده اند و این یعنی قدرت فکر و مدیریت از آنها گرفته شده و لذا نمی توانند فضای فعلی و چینش نیروهای خود را مهندسی کنند و از طرفی هم اصلا بدنه و حمایت مردمی به عنوان توده را ندارند که بخواهند در کف خیابان هزینه زایی کنند چرا که در حال حاضر فضا در حالت دو قطبی به سر نمی برد که کار به «استحکاک اجتماعی-شکل گیری تنش و در نهایت اغتشاش» برسد و بخشی از سرمایه اجتماعی کاندیدهای فعلی مشترک است،و صندوق رای بخشی از آنها هم پوشانی می کند و این خود تا حدود زیادی مانع یک لشکر کشی خیابانی است و این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اصلاً بهانه ای برای حضور در کف خیابان ها نیست  و هیجان های کاذبی هم در فضای سیاسی شکل نگرفته که بخواهد برای مثال در یک کارناول «سیاسی-خیابانی» تخلیه شود و از طرف دیگر  همه افراد و جریان ها باالتفاق به قانون و نظر شورای نگهبان تمکین کرده اند.البته تا به الان

لذا اساس هزینه زایی در کف خیابان فعلاً(یعنی قبل از انتخابات)منتفی است،هرچند نمی توان در مورد آینده صحبت کرد و باید دید که در دو فرایند«برگزاری انتخابات و اعلام نتایج و بعد از انتخابات»چه اتفاقاتی ممکن است شکل بگیرد.لذا باید این یک ماه را به دقت رصد کرد

این مطلب منتشر شده در:

پایگاه خبری-تحلیلی ایران فردا

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۰۳/۰۱
رضا حیدری

نظرات  (۳)

۰۲ خرداد ۹۲ ، ۰۰:۱۰ محمد ره انجام
سلام.ممنون برادر
سلام. عیدتون مبارک...
خب بله! تحلیل و دلایل منطقی هستن اما اون چیزی که تو این دوره محتمل تره، خز بازی های جناب پرزیدنته که متاسفانه ضرباتش مهلک تر از حرکات خیابونیه!
۰۴ خرداد ۹۲ ، ۱۹:۱۲ ایران فردا
سلام
 برادر متن شما در پایگاه خبری تحلیلی ایران فردا انعکاس یافت.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی