نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

   نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

    گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

بخت عشاق را بد بریده اند.چرا که از ازل تا به ابد،عاشقی را به صبوری پیوند زده اند،زمان محک خوبی است.سره از ناسره در کشاکش صبوری عشاق عیان می شود،اگر نه هر هوسی عشق می شد و به قداست می رسید

به باز تعریف نیاز داریم

يكشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۸ ق.ظ

این یادداشت برای هفته نامه «مثلث» نگاشته شده است.

صحنه سیاسی جامعه ایران از پیچیدگی بالایی برخوردار است. بخشی قابل توجهی از این پیچیدگی سیاسی را باید در هویت چندگانه جامعه ایران جستجو کرد که از هم نشینی سه هویت مدرن، اسلامی و ایرانی نشات گرفته است. پیچیدگی هویتی جامعه ایران پس برخورد نزدیک تر با مظاهر مدرنیته، به  خصوص پس از انقلاب اسلامی، بر دامنه های آن افزوده شده است و از این رو هیچ گاه نمی توان به سادگی شرایط سیاسی ایران را درک، تحلیل ویا برای آن نسخه ی تجویزی صادر نمود. از این رو شاید همین امر باشد که جامعه ایران از لحاظ سیاسی،  به راحتی قابل مهندسی نیست. چرا که فاکتورهای تصمیم گیری سیاسی در جامعه ایران بسیار متنوع و متاثر از خواستگاه های بعضاً متضاد فکری-فرهنگی است. از این رو تحلیل وقایع سیاسی نیز از دشواری خاص به خود برخوردار است.

در حالی وارد سال پایانی دولت یازدهم می شویم که جامعه به تازگی از تب و تاب انتخابات مجلس فارغ شده و هیجان آن فروکش کرده است. در سال آخر تمامی دولت ها- بسته به فضای باز و یا بسته سیاسی- جناح بندی ها از وضوح بیشتری برخوردار خواهند شد و تمامی نیروهای کنشگر به دنبال آن هستند که میزان تاثیر گذاری خود را در این دوران به بیشترین حد امکان افزایش دهند.

اما در این میان دو جریان اصولگرایی و اصلاح طلبی از وضعیت خاص برخوردار هستند چرا که به عنوان گفتمان های غالب فضای سیاسی جامعه ایران شناخته شده اند و سایر جریان ها و خرده گفتمان ها خود را نسبت به این دو مفصل بندی می کنند. اما در یک سال مانده به انتخابات این دو گفتمان از وضعیت سیاسی، اجتماعی یکسانی برخوردار نیستند. اصولگرایان در حالی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده می کنند که پس از دوازده سال استیلا بر قوه مقننه آن را از دست داده اند و اصلاً مطلوب خود محقق نکردند و این در حالی است که جریان اصلاح طلب بر خلاف جریان رقیب، پیروزی ولو کم رنگ، اما دلچسب را-به خصوص در تهران- به دست آورده است و از این رو امیدوارتر در حال کنش در فضای سیاسی جامعه ایران است.

در واقع اصولگریان پس از از دست دادن انتخابات ریاست جمهوری و تقسیم کرسی های مجلس با جریان رقیب به دنبال آن هستند که تا حدالامکان ریاست جمهوری را به دست آورند، اما طبیعتا این امر میسر نخواهد شد مگر اینکه این جریان نسبت به خود دست به بازتعریف زده و علت ناکامی های اخیر خود را شناسایی و دلایل موفقیت های جریان رقیب را در بخشی از فضای سیاسی بازشناسایی نماید.

بخشی از سردرگمی امروز جریان اصولگرایان را باید عدم انطباق اندیشه های سیاسی خود با شرایط جامعه دانست. البته این نکته را باید مد نظر داشته است که اساساً اصولگریان تازه نفس ترین گفتمان سیاسی جامعه ایران هستند و می توان آنها را بازنمای همان جریان های سیاسی انباشته شده در طول تاریخ انقلاب اسلامی و حتی قدیمی تر دانست که با کمی تسامح می توان ادامه دهنده جریان های مبارزه عصر مشروطه باشند که امروز و پس از انقلاب اسلامی در قامتی این چنینی در حال فعالیت و کنشکری سیاسی اند، به بیان ساده تر هیچ گاه در طول تاریخ معاصر ایران، شاهد آن نبوده ایم که جریان های مذهبی در قالب یک گفتمان فراگیر در فرایند به دست گیری قدرت و بازی سیاسی مشارکت داشته باشند و درصدد باشند که بازی سیاسی را به نفع خود برده و یا حریف را در چهارچوب فرایند بازی از قدرت بازدارند. از سوی دیگر نکته مغفول مانده در تحلیل جریان اصولگرا این است که هر چند این جریان در حوزه اندیشه سر در زمین اصول و ارزش های اسلامی و سر در آسمان تحول و اصلاح گرایی دارد اما زبان ابراز این جریان متاسفانه بیات و به اصطلاح، امروزی نیست.

در واقع اخلاق،عدالت، پیشرفت،مبارزه با ظلم،فساد و... از وا‍ژگان اصلی اندیشه جریان اصولگرا هستند اما هیجگاه نتوانستند برای بیان آن از زبان تازه تری استفاده کنند که همین امر تا حدودی آنان را نسبت به تحولات جامعه در حالتی پسینی قرار داده است؛ و این در حالی است که اصلاح طلبان همیشه در حال آزمون و خطا، نه در اندیشه بلکه در زبان و شیوه بیان خود بوده اند و از این رو از ابزارهای نوین نیز به سرعت و بهتر استفاده کرده اند. در واقع اصولگریان در حوزه اندیشه پیشتاز تر از جریان رقیب هستند، چرا که علاوه بر تاکید بر اندیشه های ارزشی و سنتی جامعه ایران در حال انطباق و درهم آمیختگی مثبت آن با مفاهیم امروزی تر جامعه هستند و این در حالی است که جریان رقیب هنوز متاثر و به بیان بهتر اسیر اندیشه مدرن خود است و این اندیشه مدرن آن زمان که زبان و ابزار مناسب خود را پیدا نمی کند تنها برای نخبگان قابل فهم است و به کنج جامعه و یا کلاس های درس می خزد و تاثیر خود را از دست می دهد. اما این برتری در حوزه اندیشه بدین معنا نیست که جریان اصولگرا در تبیین و تفسیر وقایع اجتماعی نیز دست برتر را دارد. در واقع یکی از ضعف های و انتقادات جدی به جریان اصولگرا را باید در عدم توان کافی در تبیین و تفسیر علمی وقایع اجتماعی دانست. آنجا که زبان سنت نمی تواند راهکشای تبیین وقایع اجتماعی شود و این جریان در استفاده از زبان جدید-آکادمیک- در تفسیر رویدادها دچار حالتی منفعلانه و پسینی می شود

در واقع یکی از نقاط ضعف و یا سردرگمی فعلی جریان اصولگرایان را باید عدم تطبیق مناسب بین اندیشه و ارزش های سیاسی-اخلاقی خود و زبان و ابزار مناسب دانست. به اعتقاد نگارنده یکی از دلایل شکست و به حاشیه رفتن جریان دوم خرداد  پس از سال 84 تا به کنون نداشتن زبان و ابزار مناسب ارتباط- که این ابزار نسبت به شرایط زمانی تولید می شود، هماننند شبکه های اجتماعی و...- در جهت ساده سازی مفاهیم و در عین حال کارکردی و کاربردی نمودن آن بود.

در واقع همیشه اندیشه های سیاسی دارای مفسرانی بوده اند که وظیفه ساده سازی و تفهیم آن را برای مردم به عهده داشته اند. این مفسران حدفاصل بین رهبران فکری-اجرایی و مردم می شدند و همین امر، درسترسی متقابل بین رهبران سیاسی و مردم را سخت تر و دارای پیچیدگی می کرد. امروز ابزارهای جای مفسران را گرفته اند، در واقع اصلاح طلبان پس از انتخابات سوم تیر و به خصوص فتنه 88 با درک دقیق از این نکته به جای تاکید به مفسران و شبکه انسانی از ابزارهای ارتباطی جدید تر استفاده کرده اند و با توجه به اینکه ابزار خود سازنده نوعی ادبیات خاص به خود است، عمیق ترین اندیشه های سیاسی خود را در قالب همان زبان های تازه متولد شده بازتولید و بهینه سازی می نمایند. این نکته ای که تاکنون اصولگرایان از آن غافل بوده اند.

از سوی دیگر یکی از نقصان های اساسی جریان اصولگریان در عدم توان در کارکردی-کاربردی نمودن اندیشه هایشان است. به بیان دیگر مفاهیم اصلی همچون عدالت، ظلم ستیزی، مبارزه با مفاسد و... هیچگاه توسط این جریان دارای سازوکار معین و مشخص نشد و تلاشی نظام مند از سوی آنها در جهت تحقق آن هم صورت نگرفت. این نوع اقدامات و عدم تلاش در جهت ایجاد ساختار منطم در جهت اجرای ارزش های رفتاری خود در میان مدت موجبات بی تفاوتی و در نهایت بی اعتمادی مردم را به وجود خواهد آورد.

در واقع زمانی اعتماد به شعارها و ارزش های عمیق تر و دارای پیوستی ناگسستنی خواهد شد که بتوان آنها را لمس نمود، از این رو مسئله ای چون عدالت اجتماعی که مهمترین ارزش اندیشه اصولگریان تا به حال بوده است هیچگاه دارای ساخت و سازوکاری معین جهت اجرا نشد.

از این رو بخشی از موفقیت جریان اصولگریان در رقابت های انتخاباتی به بازتعریف درست از خود و بازیابی موقعیت سیاسی اجتماعی خود نسبت به جامعه هست که بخشی از نقصان های بعضاً نظری آن در خطوط بالا به آن اشاره شد.

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۳۰
رضا حیدری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی