نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

   نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

    گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

بخت عشاق را بد بریده اند.چرا که از ازل تا به ابد،عاشقی را به صبوری پیوند زده اند،زمان محک خوبی است.سره از ناسره در کشاکش صبوری عشاق عیان می شود،اگر نه هر هوسی عشق می شد و به قداست می رسید

بحران کارگزار-ساختار و فشار بر کابینه

شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۴ ب.ظ

این یادداشت برای هفته نامه «مثلث» نگاشته شده است.

جریان اصلاحات به عنوان یک نیروی منسجم سیاسی-اجتماعی همیشه به عنوان یکی از بازیگران اصلی فضای سیاسی ایران شناخته شده است. اصلاحات بیش از آنکه ظهور یک پدیده سیاسی باشد بیشتر یک پروژه و نه یک پروسه سیاسی بوده است. آن زمانی که جلسات فکری ایدئولوژیک روزنامه کیهان و حلقه کیان وجود داشت تا جلسات بررسی نظریه های سیاسی اندیشه غرب در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، همگی نشان از تلاشی نامنسجم اما هدفمند در تعریف نمودن آکادمیک قدرت و تلاش برای رسیدن به آن بوده است.

در واقع در بازخوانی زمینه های شکل گیری این جریان سیاسی این نکته بسیار عیان است که ساخت آن بیش از آنکه در بطن تحولات اجتماعی و شرایط سیاسی ایران و پاسخی برای آن باشد محصور شده در ساختمان دانشکده های حقوق و علوم سیاسی دانشگاه های تهران بوده است. از این رو زمینه پیدایش این جریان سیاسی نخبگانی بوده است. با توجه به زمینه های پیدایش و زبان علمی و آکادمیک آن و عدم فهم آن توسط جامعه ایران، شبکه سازی نیروهای انسانی توسط این جریان شکل و ساخته شد که بتواند به عنوان مفسر اندیشه های آن در بطن جامعه کنش سیاسی-اجتماعی را بر عهده بگیرد. این شبکه مفسران که اعم از دانشجویان، اساتید دانشگاه تا کارمندان و روزنامه نگاران بوده است در سال های قدرت گیری این جریان سیاسی( سال 76 تا سال 84) در تلاش بودند که علاوه بره‍ژمون نمودن گفتمان آن، ساخت جدیدی از جامعه ایران ارائه دهند و از این رو ساختاری جدیدی بر اساس نیازهای مدرن خود ایجاد نمایند که همانا قدرت گیری و تقویت شدن طبقه جدید (یقه سفیدان-کارمندان) در جامعه ایران بوده است.

در واقع این جریان سیاسی را باید در دو سطح تحلیل و تبیین نمود. یک سطح رفتار های مدیریتی و تفکرات اجرایی خرد، توسط نخبگان آن و سطح دیگر نیز در سطح حوزه اقدامات اجرایی اجتماعی بوده است. این جریان اگر چه در حوزه اندیشه سیاسی با شبکه سازی در راستای ایجاد بدنه اجتماعی برای خود دچار توفیقاتی بوده است و توانسته است جامعه را با زبان و منظور خود آشنا و بدنه مصر اجتماعی برای خود ایجاد نماید اما هرگز در مسئله خدمات و کارکردهای اجتماعی با موفقیت همراه نبوده است. لذا تعریف آنها در این حوزه پسینی است. در واقع در برخورد با معضلات جامعه به دنبال آن هستند که ساختار مناسب را به وجود آورده و یا ساختار موجود را بهبود ببخشند در واقع حل معضل اجتماعی را  به صورت دفعی و خارج از قواعد و ساختار را دنبال نمی کنند. به بیان دیگر حل وفصل نمودن آن را به بعد از ایجاد و اصلاح ساختارها موکول می نمایند. این در حالی است که جریان رقیب-یعنی اصولگرایان دقیقا به عکس این جریان در مسائل اجتماعی کنش می کند.

به بیان ساده تر، اصولگرایان به دلیل آنکه زمینه های فکریشان در بستر کتب و اندیشه ها و نظریات دانشگاهی نیست و اندیشه سیاسی اجتماعی آنها از سنت ارتزاق می کند در بستر اجتماع نیز اقدام به ساختار سازی جدید نکرده است و با استفاده و بهینه سازی از ساختارهای موجود جامعه ایران اعم از مساجد، هیئات (جامعه مدنی سنتی) بیشتر به دنبال رفع و حل مسائل و معضلات جامعه ایران بوده اند و از این رو هیچگاه در حوزه خدمات اجتماعی دچار نقصان نبوده اند. در واقع مردم جامعه ایران همیشه این افراد را در حوزه کارکردهای اجتماعی مورد نیاز خود حاضر و ناظر دیده است و این بدیهی است که «خدمت» به عنوان کاروی‍ژه و برگ برنده جریان اصولگرا در مقابل «نظر و علم» جریان اصلاح طلب از جذابیت بیشتری برای مردم برخوردار باشد.

از این رو در تبیین چرایی فشار اصلاح طلبان به دولت تدبیر و امید در جهت چابک سازی و فعالیت بیشتر دقیقاً برطرف کردن همین نقضان کارکردها و خدمات اجتماعی مد نظر است چرا که تا به الان این اصولگرایان بوده اند که توانسته اند رفع و نقصان معضلات جامعه را در حوزه جرا به خود گره بزنند.

البته لازمه این تغییر و حرکت به سمت اصلاح رویه حاکم توسط جریان اصلاح طلب، ابتدا در سطح نخبگان این جریان سیاسی است که باید اجازه چرخش نخبگان را به نیروهای سیاسی خود داده و اجازه دهند که نخبگان جوان آنها در راس قدرت اجرایی قرارگرفته و نه تنها کنشگر اصلی باشند بلکه خطاهای آنان را نیز نادیده بگیرند. از طرف دیگر باید رویکرد پدرخوانده مابانه خویش را نیز کنار بگذارند.

 هر چند که انتخابات مجلس شورای اسلامی و رفتار اتاق فکر جریان اصلاح طلب به نمایندگان جدید الورود تهران در خصوص عدم مصاحبه بدون هماهنگی، نشان از عدم باور و اعتقاد به چرخش نخبگان در این جریان است.

در واقع می توان گفت که جریان اصلاح طلبان در حوزه اجرایی و رفتار مدیریتی دچار بحران کارگزار-ساختار شده که نیروهای مبدع و موسس این جریان به دلایل گوناگون اجازه چرخش و ورود نیروهای دیگر را به بازی سیاسی نداده و این امر موجب خواهد شد که ساختار سیاسی انها با چالش، نقصان و ناکارآمدی مواجه گردد. کما اینکه تا به حال نیز بدین گونه بوده است. مصداق عالی این عدم چرخش نخبگان را امروز در بدنه هیئت دولت شاهد هستیم که یکی از مسن ترین دولت های بعد از انقلاب است. این افزایش سن بیش از آنکه نشان دهنده نیازمندی جامعه ایران به نیروهای باتجربه باشد، نشان از عدم چرخش نخبگان، انسداد شایسته سالاری بوده که در گذشته توسط این جریان صورت پذیرفته و عملاً امروز این جریان سیاسی استعدا جایگزینی آنان با نیروهای جدیدتر را ندارد چرا که تلاشی در جهت رفع آن انجام نداده است.

از این رو برخی از نیروهای سیاسی جریان اصلاح طلب خواهان آن هستند که دولت با همین مقدار کهولتی که دارد تنها پویاتر و چابک تر شود چرا که می دانند در صورتی که نتوانند کارویژه های خدماتی را به درستی انجام دهند با چالش بسیاری بزرگتری از یک دوره شدن دولت مواجهه خواهند شد و آن چالش و یا خطر بزرگ تر حذف شدن و یا به حاشیه رفتن این جریان سیاسی به عنوان نیروی ناکارآمد است و اگر با این برچسب از سوی مردم از فضای سیاسی کنار گذاشته شوند حضور مجدد آنها در جهت تصدی قوه مجریه به عنوان رکن اجرایی و خدمات اجتماعی کشور با چالش های بسیار جدی و بزرگی مواجه خواهد شد. چرا که هیچ کس به جریانی که توان ارائه خدمات اجتماعی و کارکردی ندارد اعتماد نخواهد کرد.

نباید فراموش کرد که جامعه امروز ایران بیش از آنکه منتظر شنیدن اندیشه های اجرایی جریان اصلاحات و یا دولت باشد منتظر اقدامات اجرایی آن است و بدنه اجتماعی این جریان تا زمانی می تواند از این جریان سیاسی حمایت شفاف و قاطعی داشته باشد که نمونه های از اقدمات اجرایی آن در بطن جامعه را شاهد باشد چرا که به هر صورت این بدنه اجتماعی ولو اینکه مصرترین آن نیز باشد در جامعه زندگی می کند و جدای از نیازهای اساسی و اصلی مردم نیست.

هر چند نباید از این نکته نیز غافل شد که جمع بندی این جریان سیاسی برای پذیریش خدمات اجتماعی از چند سال قبل و با ایجاد وحمایت از موسسات خیریه غیرانتفاعی آغاز شده است و آنها مدخل جدید کنشگری در فضای سیاسی را در این حوزه تعریف کرده اند. در واقع با به دست گیری اقدامات عام المنفعه سعی در پذیریش نقشی اجتماعی-کارکردی دارند که این امر موجبات برخوردهای نزدیک تر با مردم و آشنایی با مشکلات آنها و هم چنین تلاش برای رفع آن کاستی ها را در دل خود داراست که در نهایت این اقدامات اجتماعی-کارکردی منجر به حس اعتماد گروهی و افزایش ارزش و گسترده تر شدن بدنه اجتماعی آنها خواهد شد. این امر هم چنین باعث خواهد شد که بدنه اجتماعی حامی این جریان سیاسی از تنوع و تکثر بالاتری نیز برخوردار شود. در وقع این امر موجبات تعمیق و نفوذ هرچه بیشتر اندیشه سیاسی آنها در لایه های مختلف جامعه خواهد شد. اما در این حوزه هنوز در ابتدای راهند و اصولگرایان به صورت سنتی به دلیل داشتن شبکه های قدیمی تر و ارتباط موثق تر توانسته اند که همیشه اعتماد توده های مردم را بیشتر همراه خویش داشته اند امری که اگر اصولگریان در آن از خود سستی نشان دهند قافیه را به رقیب خواهند باخت

منتشر شده شدر:

هفته نامه مثلث

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی