نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

   نوشته‌هایی با طعم انقلاب اسلامی

    گاه نوشته‌های رسانه‌ای رضا حیدری

بخت عشاق را بد بریده اند.چرا که از ازل تا به ابد،عاشقی را به صبوری پیوند زده اند،زمان محک خوبی است.سره از ناسره در کشاکش صبوری عشاق عیان می شود،اگر نه هر هوسی عشق می شد و به قداست می رسید

این یادداشت برای هفته نامه مثلث نگاشته شده است.

کمتر از نه ماه تا انتخابات ریاست جمهوری مانده است و تحولات سیاسی سرعت بیشتری به خود گرفته است. جریانات و گروه ها در حال یارکشی و رایزنی برای بالا بردن سهم خود و بالطبع تاثیر گذاری بیشتری بر انتخابات هستند. احزاب، گروه ها و سازمان های مختلف با تجمیع توان خود در صدد هستند به طروق گوناگون به سازوکاری جهت اجماع برسند. در این بین دو جریان سیاسی بزرگ کشور نیز در همین راستا در تلاش هستند. اصلاح طلبان در خصوص تعیین نامزد انتخاباتی وضعیت ناپایداتری نسبت به چهار سال گذشته دارند. چرا که حضور روحانی بر مسند ریاست جمهوری مدوین سیاست ورزی دقیق آنها بود. اما روحانی نتوانست به مطالبات آنها جواب روشنی بدهد. از یک سو سهمی قابل توجه را از دولت در اختیار نگرفتند و از سوی دیگر روحانی مطالبات اجتماعی آنها را نیز به فراموشی سپرد و گاهی در سخنرانی ها و برای کاهش فشار، موضعی کمرنگ می گرفت. از سوی دیگر عملکرد ضعیف دولت تدبیر و امید در حوزه کارکردهای اجتماعی و به خصوص اقتصاد و معشیت مردم سران اصلاحات را در خصوص حمایت حداکثری از روحانی دچار تردید کرده است. از این روست که از گوشه و کنار شنیده می شود که اصلاح طلبان گزینه های دوم و سومی را نیز در انتخابات شرکت خواهند داد. در تحلیل این رفتار و اخبار غیر رسمی که برخی از اصلاح طلبان همانند کواکبیان و تابش مصرانه بر رد آن سخن می رانند، باید گفت که این جنس اخبار بیشتر برای تحت فشار قرار دادن روحانی قبل از دوره دوم ریاست است. در واقع این اصلاح طلبان به دنبال این هستند که اگر سهم قابل قبولی را از دولت در اختیار نگیرند و روحانی قول آن را پیش از انتخابات ندهد ممکن است که موضوع اصلاح طلبان سکوت و یا حمایت حداقلی از دولت باشد. از طرفی سناریوی که باعث انصراف عارف از انتخابات ریاست جمهوری شد نیز دور از ذهن نیست و اگر اصلاح طلبان نتوانند وعده روحانی را نقد کنند ممکن است که این سناریو را این بار بر روی روحانی پیاده کنند.

شاید این روزها مرد پر اضطراب سیاست ایران، حسن روحانی باشد. چرا که حضور مجدد وی در کاخ ریاست جمهوری به عواملی نیاز دارد که خود او بازیگر اصلی آن نیست. او نیاز مبری به حمایت اصلاح طلبان، همراهی اصولگرایان سنتی، اقناع و اجماع نخبگان تنکنوکرات و شاید حضور کسی به جز ترامپ در کاخ سفید است. او این را می داند که انتخابات امریکا تاثیر مستقیم و بسزایی بر کنش سیاسی مردم ایران دارد. اما کل باید گفت اصلاح طلبان فعلا گزینه ای هم جز روحانی ندارند، حمایت از او هزینه هایی دارد و باید سران این جریان آن را پرداخت کنند، اما در مجموع و در این فضای مشوش سیاسی حضور روحانی برای اصلاح طلبان برگ برنده ای است.

اما اصولگرایان به مراتب وضعیت بغرنج تری دارند، دو شکست در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی را پشت سر گذاشته اند و اختلافاتی که از دور نهم انتخابات مجلس شورای اسلامی در آنها ایجاد شده است عمیق تر شده است. حضور احمدی نژاد می رفت که اصولگرایان را اساسا با بحران مواجه سازد که رهبر انقلاب با تدبیری و البته توصیه ای عاقلانه حضور او را در این دور از انتخابات به مصلحت کشور نداست، به هر صورت تشدد در این اردوگاه بیشتر از پیش است، هیچ سازوکاری معین و مشخصی وجود ندارد و ایده پارلمان اصولگرایی نیز فعلا راه به جایی نبرده است. در واقع نقطه ضعف ایده پارلمان اصولگرایی که می توانست یک راه حل نسبتا مناسب برای برون رفت از وضعیت موجود باشد، فرد محوری بالا در آنهاست. در واقع در میان اصولگریان فرد بیش از تشکیلات، حزب، ارگان و سازمان ارزش دارد و این فرد است که دارای وزن است. البته این نقصان را اصلاح طلبان نیز دارند. آنها نیز در شورای عالی سیاست گذاری خود دقیقا با همین مشکل مواجه شده اند، فرد جای تشکیلات را گرفته است با این تفاوت که هیچگاه اصولگرایان ادعای کار حزبی را نداشته اند!

در آسیب شناسی اصولگریان این نکته قابل توجه است که سران این جریان سیاسی بیش از آنکه به شرایط جامعه توجه داشته باشند و بعد به سراغ گزینه بروند، توجه و دقت به معضلات اجتماعی را منوط به بعد از مصداق یابی می کنند. به بیان ساده تر، اول فرد را پیدا می کنند و یا با دعوای سیاسی و سهم خواهی در صدد هستند که بر روی یک فرد اجماع صورت بگیرد و پرداخت به مسائل اجتماعی را به بعد از انتخاب محول می کنند. برای همین است که دچار فقر کاندیدا شده اند و حرف های جدید را با آدم های تکرای می زنند. از این رو پیشنهاد می شود که اصولگرایان روش منطقی تر در پیش بگیرند و بیش از آنکه به دنبال مصداق یابی برای ریاست جمهوری باشند به مسائل و کمبود های اجتماع و نیاز جامعه توجه داشته باشند و سپس گزینه یابی را شروع کنند.

از این رو پیشنهاد می شود که اصولگرایان ابتدا:

1-اجماع برای به دست گیری قدرت و حضور در انتخابات با کاندیدای مستقل، بخشی از اصولگرایان سنتی به تفاهماتی با روحانی جهت حمایت از وی رسیده اند که این کار نمی تواند قابل پذیریش باشد

2-همگرای در رسیدن به هدف که همان به دست گیری قدرت مجریه است

3- تولید کلان شعار مناسب جامعه مانند عدالت که احمدی نژاد طرح کرد و یا تدبیر و امید روحانی، این کلان شعارها باید با دقت و با احصا شرایط جامعه انتخاب شده باشد

4-گزینه یابی و مصداق یابی بر اساس کلان شعار انتخاب شده

البته مشکل اصلی هم در میان اصولگرایان همان گزینه 1 و2 است اما محور این متن این است که اصولگرایان علاوه بر سازوکار مناسب که آنها را دور هم جمع کند باید ابتدا کلان شعار مناسب را انتخاب کنند و بعد گزینه یابی را در دستاور کار داشته باشند. با این کار این جامعه است که گزینه را انتخاب کرده است و احتمال رای آوری نامزد معرفی شده نیز بالا خواهد رفت.

از این رو دیگر چند ماه مانده به انتخابات دعوای سران اصولگرا این نخواهد بود که آیا قالیباف شرکت کند و یا جلیلی بلکه نیاز جامعه تعیین کننده است و کلان شعار مربوطه. شاید مصداق کلان شعار مربوطه را نه قلیباف و نه جلیلی بلکه فتاح باشد و یا هر عمر و زید دیگری. با این شرایط جامعه کسی که قدرت اجرایی مناسب، کارکردگرا و از طرفی پرونده ای سالم داشته باشد می تواند گزینه مناسبی برای اصولگرایان در مقابل روحانی باشد که نشان داده آستان تحملی پایینی در رقابت ها دارد

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۷/۱۱
رضا حیدری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی